خبر خبر

خاطرات سفر به فرودگاه آبادان از نگاه نويسنده و مجري گروه مستندساز روابط عمومي شرکت فرودگاه ها و ناوبري هوايي ايران-روز نخست
پرواز به قلب محبت، ديداري فراموش نشدني و نوشته هاي آفتاب نديده!
پس از يک پرواز بدون تاخير از فرودگاه مهرآباد تهران و طي مسير يک ساعته هوايي، هنگامي که در آستانه فرود هواپيما در فرودگاه آبادان هستي و وقتي خلبان اعلام مي کند که دماي هواي شهر مقصد 45 درجه سانتي گراد بالاي صفر است، خودت را براي مواجهه با گرماي زياد شهريور ماه آبادان و رطوبت بالاي 90 درصد آماده مي کني و البته در پوشيدن کُت ترديد نمي کني چون قرار است از تو و همراهانت توسط مسئولان فرودگاه آبادان استقبال رسمي شود، استقبالي گرمتر از هواي 45 درجه سانتي گراد بالاي صفر!

سعید سعیدی: فرودگاه آبادان برای برگزاری سی و ششمین برنامه مهمان هفته برگزیده شده است و تو خوب می دانی که انبوهی از کارهای خبری و تصویری انتظار تو و گروه متخصص همراهت را می کشد.

هنگام پیاده شدن از هواپیما، شجاعی، مسئول روابط عمومی و مدیر ترمینال فرودگاه آبادان را خیلی زود می شناسی. در حقیقت؛ ابتدا او تو را می شناسد. احوالپرسی با شجاعی تا دیدار با غلامرضا دهقانی زاده، مدیر فرودگاه آبادان ادامه دارد. تو به دنبال نمایی در پشت سرت به عنوان تابلوی فرودگاه می گردی و پیدا نمی کنی. پس از تمامی آنچه به عنوان مشخص فرودگاه آبادان محسوب می شود، بی تکلف برای اجرای پلاتوی خودت بهره می بری. کلا در فرودگاه و شهر آبادان باید خیلی بی تکلف باشی. البته خیلی زود درمی یابی که تابلوی بزرگ و زیبای فرودگاه آیت الله جمی آبادان روبه روی پارکینگ فرودگاه، جاذبه زیادی را به این فرودگاه بخشیده است.

  • ساده و صمیمی مثل دیدار با مدیر فرودگاه

دیدار صمیمی با مدیر فرودگاه در اتاق مدیر ترمینال و همچنین انجام هماهنگی های نخستین، خیلی سریع صورت می گیرد و سپس به دفتر مدیر فرودگاه می روید. آنجا قدری زیباتر و البته خیلی مرتب تر است.

قول و قرارها گذاشته می شود و چند دقیقه صحبت با مهندس الواری نژاد، معاون عملیات فرودگاهی که چندین بار از تهران با تماس های تلفنی، هماهنگی های زیادی را با او انجام داده ای، به تو می فهماند که با یک مرد کاملا جدی که کارش را خوب بلد است، روبه رو هستی.

با او و گروه همراهت به ساختمان CIP که در حال تکمیل است، می روی و آنجا را برای میزبانی از برنامه مهمان هفته مناسب می یابی و البته این ساختمان کارهای بسیار زیادی برای انجام دادن دارد تا به محل مناسبی برای برگزاری برنامه مهمان هفته تبدیل شود. وظیفه اصلی بر عهده ابوالقاسم خیرخواه، مدیر تولید گروه و مسئول واحد سمعی- بصری روابط عمومی ستاد است. چند نفر از کارکنان فرودگاه آبادان از جمله خانم شیخ رباط، از خوبهای روابط عمومی که اکنون در حوزه ای دیگر انجام وظیفه می کند، خیرخواه را یاری می رسانند.

  • مردی که زمین زیر پایش احساس حقارت می کند!

اکنون دیگر شب چادر سیاهش را بر سر شهر گسترانیده است و گروه مستندساز روابط عمومی به مامورسرا هدایت می شود تا پس از انجام یک روز کاری در روابط عمومی تهران و عزیمت به آبادان و انجام آنچه تاکنون خواندید، قدری خستگی را از تن بزداید که یک فکر؛ فکری ناب و پیشنهادی عالی، تو و همراهانت را در یکی از کوچه های شهر خرمشهر روبه روی جانباز آزاده، حاج قاسم مدنی، می نشاند. می نشینی چون حاج قاسم پای مصنوعی اش را دوست ندارد و ظاهرا ترجیح می دهد به صورت نشسته از شما استقبال کند و البته چقدر تند تند روی زمین راه می رود. انگار چرخش زمین با همه عظمتش، زیر راه رفتن اینگونه حاج قاسم، احساس حقارت می کند. حاج قاسم با مهدی غفوری، کارگردان و بزرگتر گروه مستندساز روابط عمومی، دوست است و خیلی زود هم با همه اعضای گروه به ویژه تو؛ دوست می شود و... تو در این خانه آنقدر آرامش می یابی که صحبت های دلنشین بعد از خاطره گویی های حاج قاسم را با همه زرق و برق دیدارهای رسمی و در سطح بالا، عوض نمی کنی. کلی روحیه می گیری و حاج قاسم هم قول می دهد که اگر بتواند، دوشنبه برای تماشای برنامه مهمان هفته به فرودگاه آبادان بیاید؛ هرچند که اشتغال در فرمانداری این فرصت را به او و این سعادت را به تو نمی دهد! در اشتباه هستی اگر خیال کنی که او تعارف تو مبنی بر اینکه "برایت ماشین بفرستیم؟" را قبول می کند؟ حاج قاسم همانطور که نشسته راه می رود، به تو می فهماند که خودش خوب بلد است که چطور فاصله میان خرمشهر تا آبادان را طی کند.

  • نوشته هایی را که خورشید هم ندید!

پس از حدود شش ساعت استراحت شبانه و سپس خواندن نماز صبح، شروع می کنی به نگارش خاطرات سفر به فرودگاه آبادان. چراغ را هم روشن نمی کنی تا مزاحم استراحت همکارانت نشوی. از نور کم ورودی از پنجره پوشیده شده با برچسب های آفتاب خورده و ترک ترک شده آشپزخانه بهره می گیری. خوب می دانی که اگر در این زمان نگارش خاطرات سفر را انجام ندهی، آنقدر کار مستندسازی تصویری از پروژه های متعدد فرودگاه در روزی که پیش رو داری، زیاد است که دیگر فرصتی برای این کار پیدا نخواهی کرد. واقعیت این است که علاوه بر مستندسازی، قرار است گروه اعزامی از روابط عمومی ستاد شرکت فردگاه ها و ناوبری هوایی ایران، سی و ششمین برنامه مهمان هفته را هم برگزار کند و ضمن انجام یک مصاحبه ابتکاری که به موقع خبرش اعلام خواهد شد، آرشیو عکس از تمامی اماکن و حوزه های مختلف فرودگاه آبادان تکمیل شود و این یعنی یک دنیا کار در مدت زمانی کوتاه. پس باید از زمان نهایت بهره را برد.

  • حاشیه هایی پررنگ تر از متن
  • وجود پروژه های تکمیلی یا در دست تکمیل در کنار ساختار قدیمی فرودگاه، زیبایی خاصی را به فروگاه آبادان بخشیده است و فرودگاه آبادان از سمبل های پیشرفت این شهر محسوب می شود.
  • ساختمان CIP و مبلمان زیبای آن، با بسیاری از ساختارهای فرودگاهی آبادان فرق دارد و تو خوشحال می شوی که قرار است چنین ساختاری به ترکیب فرودگاه اضافه شود.
  • گرما و بیش از آن؛ رطوبت هوا حتی در دم دمای غروب آنقدر زیاد است که تو که همواره از گرما و البته آلودگی هوای تهران گله مند هستی، می فهمی که شرایط سخت، چیز دیگری است؛ چیزی شبیه به خدمت کردن در فرودگاه آبادان.
  • در فرودگاه آبادان مثل پرواز تهران-آبادان تقریبا مسافر غیرعرب کم است و بسیاری از مسافران هم عراقی هستند. رفتار برخی از مسافران عراقی گاهی با شئونات مسافران فرودگاهی فرق دارد، مثل پهن کردن سفره وسط ترمینال برای صرف غذا! البته آنها مسافر هستند و میهمان و احترامشان کاملا واجب و مدیریت و کارکنان فرودگاه آبادان به خوبی این موضوع را درک می کنند.

پایان بخش نخست خاطرات سفر به فرودگاه آبادان

-------------------------------------
نظرات
شهرند() :
ولک چه ادبياتي
شهرون() :
اميدوارم روابط عمومي شرکت فرودگاهها موجب شفافيت هاي بيشتر شود. اميدوارم روزي درتمام ارگانها ظاهر وباطن کارها ديده شود، انشالله درآينده گروه روابط عمومي درباره کيفيت کارها واز اقدامات انجام شده در باره بهينه سازي اعتبارات هم جوياباشد، ازتمام بچه هاي مستند سازکه آبادان بودند نهايت تشکر رادارم.
حسيني() :
به نظر من نبايد از نقش مديريت روابط عمومي در انجام چنين حرکت هاي ابتکاري مانند برگزاري برنامه مهمان هفته به ويژه در سطح فرودگاهها غافل شد. تشکيل گروه مستندساز هم کاري بسيار ماندگار است.
عبداله زاده() :
اتفاقاتي که در فرودگاه آبادان طي سالهاي اخير افتاده واقعا کم نظير بوده. دست مسئولين درد نکنه و دست نويسنده اين سفرنامه هم درد نکنه.
بچاري() :
من به شخصه از مسئولين فردگاه آبادان و روابط عمومي شرکت فرودگاهها متشکرم. آبادان واقعا به چنين حرکت هايي نياز دارد.
امام جمعه() :
دست شما درد نکنه. واقعا احساس کردم که خودم در اين سفر هستم.
سروش() :
سلام از متن گرم تر از ابادان انرژي هايش تشکر ميکنم
ميرحسيني() :
خداقوت ، نگارشي اديبانه که تو را بي اختيار تا ته مطلب مي کشاند ، چه خوبست اينگونه قلم رقصاني در حوزه خبري هوانوردي
دشتستاني() :
با عرض سلام خدمت همکاران عزيزم در روابط عمومي شرکت فرودگاه ها .
جناب سعيدي عزيز با ظرافت تمام خاطرات سفر به آبادان رو به تحرير دراوردند و بنده هم در حسرت اين که مجالي دست نداد تا دمي در کنار
دوستان و همکاران گرامي باشم .
رفيق قديمي() :
درود بر آقا سعيد عزيز و ادبيات و متن زيباش که ما رو با خودش همسفر کرد.
حفيظي() :
چه متن خوبي. جاي اين جور جيزها توي ادبيات هوانوردي حسابي خاليه. خيلي لذت بردم

اخبار مرتبط اخبار مرتبط

درج نظر درج نظر

تازه‌ترین اخبار تازه‌ترین اخبار

اطلاعیه ها اطلاعیه ها

گزارش تصویری گزارش تصویری