خبر خبر

دومین بخش از گزارش دوازدهمین برنامه "مهمان هفته"
شیرین، جذاب و شنیدنی؛ مثل خاطرات سعید اکبری
یکی از ویژگی‌های برنامه مهمان هفته این است که فضایی را فراهم می‌آورد تا مهمان برنامه هم به گونه‌يي دیگر با همکاران ستادی و فرودگاهی سخن بگوید و هم حرف‌هایی را بزند که شاید کمتر از او شنیده شده باشد؛ همان موضوعی که درباره معاون عملیات فرودگاهی رخ داد و خاطرات و سخنانی بسیار شنیدنی بر زبان وی جاری شد.

به گزارش روابط‌عمومی شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری هوایی ایران؛ سعید اکبری در جریان برگزاری دوازدهمین برنامه مهمان هفته، به درخواست همکارانش دقایقی را درباره خودش و زندگی خانوادگی اش صحبت کرد و همچین خاطراتی را بر زبان آورد که خواندن آن برای شما نیز خالی از لطف نخواهد بود.

 با هم بخش دوم سخنان اکبری، معاون عملیات هوانوردی شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران در دوازدهمین برنامه مهمان هفته را با هم مرور می کنیم:

از اول هم می دانستم مراقبت پرواز چی هست!

من متولد اسفند 1340 هستم. در تهران متولد شدم. شش سال در زمان جنگ در بوشهر خدمت کردم و بعد منتقل شدم به برج مراقبت مهرآباد و از آن زمان در خدمت شما هستم. یک پسر دارم و یک دختر که پسرم ازدواج کرده و دخترم در آستانه ازدواج است.

ما نسلی هستیم که وقتی داشتیم دیپلم میگرفتیم، جنگ شد و انقلاب فرهنگی هم شکل گرفت. در سال 62 در کنکور صنعت هوانوردی شرکت کردم و رتبۀ چهارم را به دست آوردم. البته رشته ام هم مراقبت پرواز نبود، اما اینجا گفتند که چون ضریب فلان درس تو بهتر است، برو به مراقبت پرواز. آن زمان از معدود افرادی بودم که پیش از ورود میدانستم مراقبت پرواز چیست.

من از اول هم می دانستم مراقبت پرواز چی هست. الان شاید این حرفه در شبکه های اجتماعی بیشتر معرفی شده باشد، اما آن زمان کسی اصلا نمی دانست چیست. من ابتدا فوق دیپلم گرفتم، بعد لیسانس و فوق لیسانس.

یک "استندبای" گفتم و دو شب نخوابیدم!

فوق دیپلم که گرفتم، برای کارآموزی به برج مراقبت فرودگاه آمدم. یک روز صبح در برج مراقبت پرواز یکی از همکاران در حال صبحانه خوردن بود که یک هواپیما پیام داد. با شوخی چیزی به من گفت که یعنی بروم و جواب خلبان را بدهم. من تنها کاری که کردم این بود که رفتم میکروفن را برداشتم و پرس کردم و گفتم "استندبای". اینکه با خلبان هواپیما صحبت کردم، باعث شد از ذوقم که تا دو شب خوابم نبرد! این عشق باید در همۀ تخصصها باشد و هست و دارم به چشم خودم در میان همکاران میبینم.

یک ترفند جالب و منحصر به فرد برای عبور هواپیمای 747!

خاطره خوبی که دارم، متأسفانه از یک اتفاق ناگوار است. سالی که زلزلۀ بم اتفاق افتاد، از اولین کسانی بودم که از مهرآباد به بم رفتم. بعدها که آمار را دیدیم، خیلی شگفت انگیز بود چراکه در کمتر از یک هفته 9 هزار ترافیک در فرودگاه کرمان و بم داشتیم. این چیز عجیبی است که هنوز هم باورم نمیشود. در همین زمان بود که برای بررسی از بم به فرودگاه کرمان آمدم. اگر می خواستیم استاندارد را رعایت کنیم، پارکینگ فرودگاه کرمان ظرفیت پارک حداکثر دو هواپیمای بزرگ یا چهار هواپیمای متوسط را دارشت ولی ما حدود 26 هواپیما را در آنجا پارک کردیم. در همان زمان خواستیم چند تا هواپیما را از روی هم عبور دهیم؛ یکی ایلوشین بود و یکی 747 که هیچ جور از کنار هم رد نمیشدند. رفتیم طناب انداختیم روی بال 747 و آن را کشیدیم پایین و بالش از زیر هواپیمای ایلوشین رد شد!

همان روز می‌خواستم با یک خلبان به تهران بیایم. او از من پرسید که "شما مراقبت پرواز هستید؟" به آن خلبان گفتم: "از کجا فهمیدید؟" گفت: "دیدم که داشتید هواپیماها را از هم جدا میکردید." این خیلی برای من جالب بود که شغل آدم، در رفتارش حتی خارج از محیط کارش هم نمایان میشود.

من معتقدم هر کس در هر شغلی که هست، باید سعی کند بهترین باشد. بنابراین توصیهام به همه دوستان در هر سطحی این است که تلاش کنند تا بهترین شوند.

یک تایید کوتاه و پرمعنا!

اگر بخواهم با همین صراحتی که تاکنون در این برنامه صحبت کرده‌ام،  درباره برنامۀ "مهمان هفته" نظر بدهم، می گویم؛ خوب است.

-------------------------------------
نظرات

اخبار مرتبط اخبار مرتبط

درج نظر درج نظر

تازه‌ترین اخبار تازه‌ترین اخبار

اطلاعیه ها اطلاعیه ها

گزارش تصویری گزارش تصویری