خبر خبر

تشريح معناي حمد و استغفار در تفسير سوره نصر
هشتاد و ششمين محفل انس با قرآن کريم مديران و کارکنان ستادي شرکت فرودگاه‎ها و ناوبري هوايي ايران با تشريح آيات پاياني سوره نصر و تفسير معناي حمد و استغفار در اين سوره برگزار شد.

به گزارش روابطعمومي شركت فرودگاهها و ناوبري هوايي ايران، هشتاد و ششمین محفل انس با قرآن كريم مديران و کارکنان ستادي شركت فرودگاهها و ناوبري هوايي ايران امروز، سهشنبه پنجم آذر، با سخنان رييس ستاد اقامه نماز این شركت برگزار شد.

عباسی در این جلسه عنوان کرد: حمد و ستایش فقط زبان و کلمه نیست، مفهوم عمیق تری دارد.

وی افزود: از خطبه های نهج البلاغه و صحیفه سجادیه مشخص می شود که حمد، وسیله شکر است، وسیله رسیدن به خداست و وسیله رسیدن به اراده خداست و وسیله ادای حقوق است و در یک کلمه حمد، میزان انسانیت است و مرز بین چهارپایان و آدمی است. آنجا که انسان معتقد می شود خدا کمبودی و ظلمی ندارد و از آن طرف کمبودها و ظلم ها را می بیند که اینها همه کار انسان است، مسوولیت و بار امانت انسان سنگین تر می شود، آنچه که آدمی را از دیگران جدا می کند همین تحمل بار امانت و همین اطاعت آزادانه و همین عبودیت اوست.

عباسی گفت: در این مرحله، حمد وسیله شکر است و شکر یعنی به کار گرفتن نعمت در راه خدا. شکر، دو پای انسان برای رفتن و بالاتر آمدن است. حمد وسیله شکر و وسیله ادای حقوق و وظایف است و امام علی(ع) می فرمایند: «حمدا یکون لحقه قضاءا و یشکره اداءا یعنی باید حمدی باشد که برای شکر آن حمد کاری انجام شود».

وی افزود: استغفار ادامه تسبیح و ادامه حمد است. آنجا که تو کوتاهی و خرابکاری خودت را باور می کنی و پاکی او را شهادت می دهی، آنجاست که گام برمی داری و با حمد همراه می شوی و پس از این مرحله از او می خواهی که گند تو را پاک کند و فسادی که بر تمام هستی، بر دریا و بیابان ها اثر گذاشته بپوشاند که او غافر است. تو این غفران را می طلبی که استغفار می کنی وگرنه تنها این کلمه شوخی است. همین است که علی(ع) به آن مرد که در حضورش گفته بود استغفرالله پرخاش می کند که مادرت برایت بگرید. می دانی استغفار چیست؟ استغفار رتبه علیین است، درجه آنهایی است که بالا آمده اند. استغفار اسمی است که در آن شش معنی نهفته است. اول پشیمانی بر گذشته که این اولین جرقه ای است که انسان غافل را می سوزاند. می بیند هستی خودش را تباه کرده، می بیند لحظه های عمرش را به گند بسته، از دوست نیرو گرفته و به دشمن پیوسته است، با نعمت های خدا به شیطان لبیک گفته است. اینجاست که در او این جرقه سرمی کشد و این پشیمانی شکل می گیرد.

عباسی گفت: دوم تصمیم برای آینده است که دیگر به گناه بازنگردد. کسی که از گذشته اش می برد باید برای آینده اش آماده باشد و گرنه دوباره همان دوست ها و همان اصرارها و همان شرم ها و رودربایستی ها و همان لجن ها و از دست رفتن هاست.

وی افزود: سوم جبران حقوق خلق است تا آنجا که در هنگام دیدار خدا تو پاک باشی و عریان. لباس گناهی تو را نپوشانده باشد و حقی بر گردن تو نمانده باشد. پس از مرحله اول و دوم، این مرحله آسان می شود، وگرنه بیرون آمدن از حقوق بدون آن دو مرحله امکان ندارد. همراه پشیمانی و تصمیم است که می توانی این دو نیرو را تبدیل کنی و به عمل بکشانی.

عباسی همچنین گفت: چهارم ترمیم آثار ذنب است و روی آوردن به فرایض از دست رفته و از قلم افتاده. در مرحله سوم حقوق خلق را می دادی و اینجا حقوق خدا را می آوری و فرایض را جبران می کنی.

وی افزود: پنجم روی آوردن به گوشت های روییده از باطل است. باید این گوشت های مرفه که نشانه لحظه های غفلت و لذت هستند آب بشوند، ذوب بشوند تا آنجا که پوست را به استخوانت بچسبانی و بعدها گوشت جدید بر تو بروید. باید خانه تکانی کنی. آنچه که آب آورده بود، به آب بدهی. تو که از ریشه ها جدا شده ای میوه هایش را هم بسوزان و از خود دور کن. بگذار در تو گوشت های تازه بروید. گوشت هایی که از اطاعت و از معرفت تو می رویند آسان می توانند بارهای سنگین عبودیت را تحمل کنند. آن گوشت های مرفه نمی توانند رنج عبودیت را بر خود بگیرند. آن گوشت های ول، خواب می خواهد و ناز می خواهد و نعمت می خواهد و لذت می خواهد... آن مرکبی نیست که در این راه دشوار گام بردارد.

عباسی همچنین گفت: ششم چشیدن از رنج طاعت است پس از نوشیدن شیرینی و لذت عصیان. به همان اندازه که در راه باطل لذت برده ای، به همان اندازه که بدنت از لذت ها نوشیده، باید از راه خدا رنج ببری و درد را بنوشی تا حساب ها تسویه شود و ریشه های گناه بسوزد. در این مرحله و با این همه تسبیح و حمد است که به استغفار می رسی و از او می خواهی که تو را بپوشاند و ظلم و ذنب تو را که بر عالمی سایه انداخته پاک سازی کند.

وی افزود: استغفار این پاک سازی و زیر پوشش بردن است. گندها را پاک کردن و خرابی ها را اصلاح کردن است. این استغفار تنها از ذنب خودت نیست که وسیع است، حتی ذنب دیگران را دربر می گیرد؛ چون در این سوره قیدی نیامده و همین است که عمومیت دارد، که حذف قید دلیل شمول و عموم است. هنگامی که بر خود ستم می کردند، استغفارشان و استغفار رسول(ص) می توانست آنها را به رحمت و بازگشت خدا راه بدهد که او می تواند گندی را که تو بارآورده ای پاک کند و نظامی را که راه انداخته نگهدار باشد و میان تو و ذنب تو ساتر باشد و فاصله بیندارد؛ چون همان طور که بارها اشاره شده، ما در دنیای رابطه ها هستیم. ما در میدان علیت ها و پیوستگی ها زندگی می کنیم. یک عمل هنگامی که در جای خود ننشست و در مسیر خود نیفتاد فسادها به بار نمی آورد؛ حتی بر زمین و دریا اثر می گذارد. همین است که در آثار گناه ها می بینیم که با باران و طوفان و قحطی و بلا و گرفتاری ها رابطه هست. استغفار این رابطه ها را تنظیم می کند و این آثار را می شوید و این است که آسمان می بارد و زمین می روید و نسل بارور می شود و ثروت ها سرشار می شوند و این همه از آثار استغفار است.

وی همچنین درباره آثار استغفار عنوان کرد: همراه استغفار عذابی نازل نمی شو. در دنیای رابطه ها تاثیر استغفار بر باران و رویش زمین و بارور شدن نسل و ثروت طبیعی است. آنها که این رابطه ها را نمی بینند، می توانند تعجب کنند.

عباسی گفت: با توجه به مفهوم تسبیح و حمد و استغفار که تسبیح زمینه است و حمد اقدام است و وسیله است و استغفار، پاک سازی و اصلاح است، می توانیم عمق وظیفه رهبر را پس از نصر و فتح و هجوم فوج ها احساس کنیم.

 

-------------------------------------
نظرات

اخبار مرتبط اخبار مرتبط

درج نظر درج نظر

تازه‌ترین اخبار تازه‌ترین اخبار

اطلاعیه ها اطلاعیه ها

گزارش تصویری گزارش تصویری